▄▀▄♥بے ستـــــاره♥▄▀▄

♥ مےترســــــم از آن دختـــرکِ شلوغ و پر هیآهـــو زنـــے تنهــــــآ و شکسته بآ سیگآرے در دســت بآقـے بمآندـ. . ♥

 

درد دل یه دختر ترشیده !!!

دختری هستم به سن سی وسه *فارغ از درس و کلاس مدرسه

مدرک لیسانس دارم در زبان*دارم از خود خانه و جا و مکان

مرغم و خواهم  ز بهر خود خروس*مانده ام در حسرت تاج عروس

مبل و اسباب و لوازم هر چه هست*پنکه و سرویس خواب و فرش وتخت

هست موجود وجهازم کامل است*پول نقد و زانتیا هم شامل است

هر چه گویی هست و تنها شوی نیست*بر سرم گیسو و زلف و موی نیست

ترسم از بی شوهری گردم تلف*بر دهانم آید از اندوه کف

کاش جای این همه پول و پله*گیر می کرد شوهری توی تله

می شدم عبد و کنیز شوی خود*می نمودم چاره  درد موی خود

گیسوانی عاریت چون یال اسب*می نشاندم بر سرم با زور چسب

آنچنان شوری ز خود برپا کنم*تا که شاید در دلش ماوا کنم

بارالها توکرم کن شوی را *خود مرتب می کنم این موی را

نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ توسط اکسی‍ژن گوگولی مگولی () |