▄▀▄♥بے ستـــــاره♥▄▀▄

♥ مےترســــــم از آن دختـــرکِ شلوغ و پر هیآهـــو زنـــے تنهــــــآ و شکسته بآ سیگآرے در دســت بآقـے بمآندـ. . ♥

اولین باری که برای بچه ها خوراک جگر درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.

غذا رو کشیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صدا زدم، پسر کوچکم غذا را بو کرد و اخم هایش رفت توی هم… دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه.
به بچه ها گفتم:
“ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمزه است، یه کوچولو امتحان کنید… اصلا می دونید اسم این غذا چیه؟ یه راهنمایی می کنم بهتون… باباتون گاهی منو به همین اسم صدا می زنه.”
ناگهان چشمهای دخترم گشاد شد، به برادرش سقلمه زد و گفت:
“نخور! نخور! تاپاله اس!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

دِلَـــــــــمـ میخـــــــواد بهـ این دُنـیــــا فـحـشــــ نـامــــــوسـ بدَمـ (!)

لَعنَـتــــ بـهـ این دُنـیـایِ نَـجـ ـس . . .

خــــــــدا ؟

دُنـیـاتــــ شَـهـوَتــــ سَـــــــــرایی شـــــدهـ بـرایِ خـــــودِشــ . . .

نـمـیـخـــــــوای فـیلـتـــــرش کنـی . . . /. ؟

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ توسط اکسی‍ژن گوگولی مگولی () |